تبلیغات
دوستت دارم های من ... - سرگیجه
تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

سرگیجه

پنجشنبه 8 تیر 1391 09:05 ق.ظ

نویسنده : عماد وشاحی
ارسال شده در: شعر نو - دفتر آرام ،

   در هجوم یاد مهرویان ، نگاه
   به دَوَران می افتد
   و هنوز
   سرگیجه آخرهای شوم را
   در خاطرم
   ولیک از جنس رطوبت تابستان
   حرفهاشان را خاطرم
   چون رعشه ناگهانی رعد به نام باران
   بی چتر ، به استیصال تن واداده ام
   گویی که در یادِ کسان
   چشمها در برابر هجوم گرما
   یا تشنج خیسیده شرجی ها
   لای پلکها پنهان شود





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -