تبلیغات
دوستت دارم های من ... - در سپیدی ...
تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

در سپیدی ...

دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 02:47 ق.ظ

نویسنده : عماد وشاحی
ارسال شده در: شعر نو - دفتر آرام ،

   بیایید در سفیدی باشیم
   در ساده های رنگ
   در صداقت حرف
   و صافی مسیر
   نگوییم که چرا
   بپذیریم آنرا
   نهراسیم از دسته گلی که خار دارد
   دست را شسته در خونش کنیم
   ببینید
   سنگ هم دل دارد
   نیندیشیدش که سخن ندارد
   سالهایش آهها بودست زمانی
   بیایید چشمها را به سفر سویی بریم
   دعوت دست به لمس را پاسخ دهیم
   جنبش لب به بیان را به سکوتی نکشیم
   و سکوت دلمان را به بیانی ناپخته نشکنیم
   ارزش بنهیم خلوتها
   لحظه های حزن و حال های مضظرب
   وقتی که نگاه گفت خسته ام از همهگان
   پتوی پاک پلک بر سبزِ چمانِ چشمهامان بکشیم
   زندگی ساده تر از فرهاد است
   سخت نگیریم اگر
   سخن سختی شنیدیم  
   و دست قانون طبیعت رو شد
   درنگ آریم و بر بادکنک سبز فضا سوزن زده
   یک لحظه سپید بینیم
همه دنیا را
   آنگاه دگر چه چیز است مگر
   یک لحظه ی لبخند و دنیایی که مملو است از
   سایبانی از آرامش
   حجوم حرف بر بیان زیبایی زشت
   درک تنهایی و کلام اشیا
   بودن و پوچیِ پُر
   هر چه احساس لذیذ
   آنگاه تو ساز خواهی برداشت
   در سپیدی غرق
   آواز تو سر خواهی داد






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 03:49 ق.ظ