تبلیغات
دوستت دارم های من ... - تنه های تنهایی
تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

تنه های تنهایی

چهارشنبه 23 فروردین 1391 02:35 ق.ظ

نویسنده : عماد وشاحی
ارسال شده در: شعر نو - دفتر آرام ،

   اطرافیانم چیستند ؟
   پاکتی سیگارِ در تردید از کفاف
   فندک صورتیِ نیمه تمام
   زیرسیگاریِ مشکی که پر است از پنبه
   یک کاسه هندوانه از مهر مادرانه
   فلاکسی چای و یک لیوان و قاشق و شکر
   همه در یک سینی گوشه ای پرتِ اتاقند
   گوشی ام را پاسخ از عشق
   پیامک هم نیست
   گریه هایم که تمام
   مانده ته صدای بغضی به گلو
   کلیدها سیاه یا سفید
   انگشتان من یارای نوازندگی تنهایی
   گویی نیست
   این روح مخوف پیچیده درون این اطاق
   در میان ازدیاد پخش دود
   از خود خجل است
   دست بر پیشانی
   چشمها میبندم
   دستی به سر و موهایم
   مسخ از شوکِ حقیقتهای تلخ
   در وصف چنین است
   چشمها در پی هیچ
   ابروان به هم چسبیده
   و به دقت در میان شاهراه فکر
   از حقیقت میگریزم
   و پناهی نیست مرا
   رد پای عابران وهم
   به عبور تاجران رحم
   ماننده و من تنها خریدار حراج ها
   بی پول در سردیِ التماس غرقم
   و مرا رحمی نیست
   و هنوز
   عشق پاسخگوی من نیست





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 فروردین 1391 02:59 ق.ظ