تبلیغات
دوستت دارم های من ... - آتش زیر خاکستر
تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

آتش زیر خاکستر

دوشنبه 15 اسفند 1390 06:53 ق.ظ

نویسنده : عماد وشاحی
ارسال شده در: شعر نو - دفتر زجر زمستانی ،

   بر زمام حال خویشتن تاختن و شرح بیان
   که دریغ از شِکَنِ چشم تر و اشک روان
   و دوان بر نوک خارهای خنده خشک خزان
   و دمی اشک چنان
   کین را جز سکوتش نیست وصفی بر زبان
   کارزار خاطراتم بسته این فک و دهان
   درین زهر زمان
   جز سکوت بی زبان

   در دلم عشق فغان است ، فراق است به راه
   وصف میخواهد بگوید لیکن
   واژگانش واژگون در خم توصیف حوادث شده اند
   و کنون
   نیست راهی به برون از پس زنگار درون
   جز از آن رعشه که در دم
   خط خط خورده ای از هیچ کشید
   به خیالی که تمام
   اما که درین لحظه ابهام
   کز هیچ می آید به پیش
   گرمی تلاش رفتن ثانیه را
   سردی سکوت پوچم داد تفسیری دگر
   گویا که دگرگون شده ام
   فکرم به در دهکده پوچی چه گیج است هنوز
   مزه تلخ وجودم را ز شریانهای هستی می چشم
   حجم بودن را ، سنگین به دوشم می کشم
   شور گفتن در درونم شعله دارد
   سخت می سوزم ولیکن چه بگویم
   که دریغ از حرف ها
   از ناله ها ، زاری و شیون ها ، دریغ
   که فقط زمزمه ای از لب و باد
   خواهشِ صدا
   نفس
   آه ، هنوز

   عصبیت به نهایت
   اوج خاموشی دران
   آری
   زیر این خاکسترم گویا همیشه آتش است



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 اسفند 1390 07:09 ق.ظ